تبليغاتX
دنبالم بگرد افسونگر
گفتمش نقاش را از زندگی نقشی بکش ، با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

باران باشد، تو باشی

یک خیابان بی انتها باشد...

به دنیا میگویم:

." خداحافظ".


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:42  توسط خزان  | 
بدون دلیل مثل همیشه...

خواستم این شعر زیبای خانم زهرا بصارتی رو تقدیم به یه دوست کنم...

و بگم همون خالق زیبایی ها..همون که رد پاش در تموم صحنه های زندگی

ما  بجا میمونه..

خودش میدونه چکار کنه!!!

به اشتباه دلم عطر سیب می خواهد
و چشمهای کسی را عجیب می خواهد

تمام من به تمام کسی دچار شده
که لحظه های مرا ناشکیب می خواهد!

وروح من – که د چا ر تبی اسا طیریست –
مرا برای دلش بی رقیب می خواهد

بیا ملاحظه کن آی مادر دنیا!
چه دستها که مرا عن قریب می خواهد

به دستهای گناهی نکرده هدیه دهد
مرا پس از تو خدا هم غریب می خواهد!

خدا دلش که به حال من وتو هیچ نسوخت
مرا شبیه تو آدم فریب می خواهد

ودستهای من اما به رسم سبز دعا
چه چیز از سر « امن یجیب » می خواهد؟


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 18:40  توسط خزان  | 
 

وقتی به این فکر میکنم که آینده ای نامعلوم در انتظارمه و من از اون بی خبرم..

دلگیر میشوم!

اما تنها یادت کمکم میکند تا فراموشم شود که چه چیزی خواهد شد..

همین که میدانم نگاهم میکنی، چشمانت نظاره گرم است...!

همین که میدانم با اراده ی تو قدم بر می دارم و با اراده ی تو می نشینم...

همین که کارهایم را بر وفق مرادم پیش می بری..

از بودنم و زندگی کردنم، لذت میبرم و از تو برای آینده ای که پیش رو دارم کمک می طلبم...

خدایا هرگز، قدمی، حتی چشم برهم زدنی هم تنهایم مگذار،

و لحظه ای به خودم واگذارم نکن...

دوستت دارم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 13:13  توسط خزان  | 
 

امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

                                             "فروغ فرخزاد"


+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:56  توسط خزان  | 
"به چیزی که دل نداره دل نبند"

اینو از یه دوست شنیدم،

باخودم به این فکر میکردم که دلبستن حتما نباید به شی نباشه..

گاهی ادمایی هستن که از اشیاء هم بدترن!

ادمایی که دل ندارن...شایدم دارن، اما دلشو ندارن!!!

میشه از کنار اون اشیاء گذشت که جون ندارند..دل ندارند!!!

اما اینو چطوری قبول کنیم که یه انسان دارای دل باشه اما...

.

بگذریم..امروز هم روزی از روزهای خداست..

میخوام بهترین روز باشه برای من..تو..برای همه اونایی که دوستشون دارم.

شاید فردایی نباشد که آرزو کنم...

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 10:36  توسط خزان  |