تبليغاتX
دنبالم بگرد افسونگر
گفتمش نقاش را از زندگی نقشی بکش ، با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

وقتی به این فکر میکنم که آینده ای نامعلوم در انتظارمه و من از اون بی خبرم..

دلگیر میشوم!

اما تنها یادت کمکم میکند تا فراموشم شود که چه چیزی خواهد شد..

همین که میدانم نگاهم میکنی، چشمانت نظاره گرم است...!

همین که میدانم با اراده ی تو قدم بر می دارم و با اراده ی تو می نشینم...

همین که کارهایم را بر وفق مرادم پیش می بری..

از بودنم و زندگی کردنم، لذت میبرم و از تو برای آینده ای که پیش رو دارم کمک می طلبم...

خدایا هرگز، قدمی، حتی چشم برهم زدنی هم تنهایم مگذار،

و لحظه ای به خودم واگذارم نکن...

دوستت دارم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 13:13  توسط خزان  |